السيد حامد النقوي

198

عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي )

و درين ارشاد با سداد فرزند حضرت خير عباد صلوات اللَّه عليه و آله إلى يوم المعاد برهانى چند بر أحقّيّت خود بخلافت آورده كه هر يكى از آن دامغ رءوس أهل عنادست . أول آنكه : در حقّ خود ارشاد كرده كه : مائيم گروه خدا كه غالب هستند و درين كلام بلاغت نظام اشاره فرموده بنزول آيهء « وَ مَنْ يَتَوَلَّ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ الَّذِينَ آمَنُوا فَإِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْغالِبُونَ » در شأن اهل بيت عليهم السّلام ، و اين خود دليل أكرميّت و أفضليّت و امامت اين حضراتست بوجوه متعدّده . دوم آنكه : ارشاد فرموده كه : مائيم عترت رسول خدا كه قريب هستند ، و درين ارشاد با سداد إثبات أفضليّت خودست بر سائر عباد و ايما مىباشد بسوى جمله أحاديث و أخبار سرور كائنات كه در فضل عترت وارد شده . سوم آنكه : افاده فرموده كه : مائيم اهل بيت آن جناب كه پاكيزه هستند ، و درين ارشاد كرامت بنياد علاوه بر أحاديث فضل اهل بيت عليهم السّلام ايماى لطيفست بسوى نزول آيهء تطهير در شأن رفيع ايشان ، و دلالت آيهء تطهير بر عصمت و امامت اين حضرات در وضوح بحدّى رسيده كه آفتاب هم مقابل آن نمىتواند شد . چهارم آنكه : خود را أحد الثّقلين فرموده ، و ارشاد نموده كه مائيم يكى از آن دو ثقل كه خليفه كرده آن هر دو را جدّ بزرگوار من در أمّت خود ، و اين احتجاج سوىّ المنهاج خود بنداى جهورى جار مىزند كه حديث ثقلين دليل خلافت و امامت اين حضرات مىباشد . پنجم آنكه : افاده نموده كه : مائيم ثانى كتاب خدا كه دروست تفصيل هر شىء و نمى آيد بسوى او باطل از پيش و نه از پس ، و درين كلام هدايت التيام هم اشاره بأعلميّت خودست و هم بعصمت خود ، زيرا كه هر گاه در كتاب خدا تفصيل هر شىء مندرج باشد و حضرات اهل بيت عليهم السّلام ثانى آن كتاب باشند لابدّ آگاه خواهند بود از تفصيل هر شيء ، و كسى كه از كتاب خدا تفصيل هر شىء بداند لابدّ او أعلمست از غير خود ، و همچنين هر گاه كتاب خدا از باطل مصون و محروس بوده باشد ثانى